خبرگزاری مهر- گروه استانها، مرجانه حسین زاده؛ زبان فارسی فقط مجموعهای از واژهها و قواعد دستوری نیست، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مردمانی است که قرنها با این زبان اندیشیده، روایت کرده، شعر سروده و جهان پیرامون خود را معنا بخشیدهاند. زبان فارسی در طول تاریخ، فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، به زبان فرهنگ، دانش، شعر و اندیشه در بخش بزرگی از سرزمینهای مشرق زمین تبدیل شد و آثار ماندگاری را در حوزههای مختلف ادبی، علمی، عرفانی و تاریخی پدید آورد. از همین رو، پاسداشت زبان فارسی صرفاً بزرگداشت یک زبان نیست، بلکه گرامیداشت میراثی زنده و پیوسته است که بخش مهمی از هویت فرهنگی ایرانیان را در خود حفظ کرده است.
در این میان، خراسان جایگاهی ویژه در تاریخ زبان و ادبیات فارسی دارد. سرزمینی که نام بسیاری از بزرگترین شاعران، نویسندگان، عارفان و اندیشمندان زبان فارسی با آن گره خورده است. از رودکی و فردوسی و بیهقی تا عطار، خیام و بسیاری از چهرههای بزرگ ادب فارسی، خراسان همواره یکی از کانونهای اصلی شکلگیری، بالندگی و گسترش زبان و ادبیات فارسی بوده است. اگر بخشی از هویت ادبی و تاریخی زبان فارسی را در آثار این بزرگان جستوجو کنیم، سهم خراسان در این میراث، انکارناشدنی خواهد بود.
اهمیت خراسان البته تنها به شمار چهرههای بزرگ ادبی این سرزمین محدود نمیشود. در این جغرافیای فرهنگی، جریانهای مهمی در شعر و نثر فارسی شکل گرفتند و سبکها و شیوههای گوناگونی از روایت، حماسه، عرفان، حکمت و تاریخنگاری مجال ظهور پیدا کردند. شاهنامه فردوسی را میتوان یکی از بلندترین قلههای این میراث دانست. اثری که نهتنها در تاریخ ادبیات فارسی، بلکه در حفظ اسطورهها، روایتهای تاریخی و بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان نقشی کمنظیر داشته است. در کنار آن، آثاری همچون تاریخ بیهقی و میراث عرفانی بزرگانی چون عطار، نشان میدهد که خراسان چگونه در شکلگیری ابعاد مختلف ادبیات فارسی نقش داشته است.
امروز و در روزگاری که زبانها و فرهنگها بیش از گذشته در معرض تغییرات و تأثیرات متقابل قرار گرفتهاند، پرسش از جایگاه زبان فارسی و چگونگی حفظ و بالندگی آن اهمیت بیشتری پیدا میکند. بهویژه آنکه ارتباط نسلهای جدید با میراث ادبی گذشته، شکل متفاوتی پیدا کرده و شیوههای سنتی انتقال این میراث دیگر به تنهایی پاسخگوی نیازهای مخاطب امروز نیست.
در این گزارش با سه تن از استادان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی به گفتگو نشستیم تا از زوایای مختلف درباره جایگاه زبان فارسی، ویژگیهای ادبیات خراسان، نسبت نسل امروز با ادبیات کلاسیک و راههای حفظ و تداوم این میراث فرهنگی سخن بگویند. گفتگویی درباره زبانی که قرنها روایتگر بخشی از تاریخ، فرهنگ و اندیشه ایرانیان بوده و همچنان میتواند در زندگی انسان امروز حضوری زنده و اثرگذار داشته باشد.
ترویج تفکر تحلیلی و حمایت از نسل جدید
محمدرضا سرسالاری، شاعر و دکترای زبان و ادبیات فارسی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شکلگیری نگاه خود به ادبیات اظهار کرد: علاقه من به ادبیات از دوران کودکی آغاز شد و تا پیش از ورود به دانشگاه ادامه داشت. با ورود به دانشگاه، مرحله جدیدی از این مسیر آغاز شد و حدود ۱۰ تا ۱۲ سال در مقاطع کارشناسی تا دکتری به تحصیل پرداختم. اما اگر بخواهیم بنیادیتر به این موضوع نگاه کنیم، نگاه من به ادبیات حاصل تقابل و گفتگوی میان دو جریان بنیادی است، نخست سنت ریشهدار شرق و دیگری نظریههای مدرن غرب. آثار پایهای و بنیادی ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه جهانبینی و نگاه عارفانهای که در ساختار غزلیات حافظ و سعدی وجود دارد، از کودکی در زندگی بسیاری از ایرانیان حضور داشته است. سعدی، حافظ، فردوسی، مولانا و.. بخشی از میراث ادبی هستند که شالوده تفکر ادبی در ایران را شکل دادهاند و من نیز از این قاعده مستثنا نبودهام.
شاعر و دکترای زبان و ادبیات فارسی افزود: آثار کلاسیک به انسان میآموزند که چگونه میتوان میان پیچیدگی فرم و سادگی معنا تعادل برقرار کرد. در کنار این میراث، مواجهه با ادبیات مدرن و نظریههای ادبی نیز برای من اهمیت داشته است. معتقدم این نظریهها باید بهصورت پیوسته در کار یک محقق که آثار بزرگان ادبیات را مطالعه میکند، اثرگذار باشند.
وی تصریح کرد: شناسایی میدانهای قدرت و سرمایه و توجه به زمینههای اجتماعی و فرهنگی، به فهم بهتر ادبیات کمک میکند. این رویکرد به ما امکان میدهد پیوند میان متن و زمینه علمی، اجتماعی و ادبی یک اثر را بهتر درک کنیم و ببینیم تنشهایی که در یک میدان اجتماعی شکل میگیرد، چگونه میتواند بر ادبیات اثر بگذارد. این موضوع از مباحثی است که همواره ذهن من را درگیر کرده و پایاننامه و رساله دکتریام نیز در همین زمینه بوده است.
سرسالاری که موسس جشنواره شاهنامهخوانی مشهد است، گفت: اگر بخواهم در یک جمله نگاه خود را به ادبیات بیان کنم، میتوانم بگویم این نگاه تلفیقی از احترام به اصالت سنت و بهرهگیری از ابزارهای تحلیلی مدرن است، سنت را از آثار کلاسیک خود میگیریم و ابزارهای تحلیلی مدرن را از نظریههای جدید ادبی به دست میآوریم.
شاعر و دکترای زبان و ادبیات فارسی با اشاره به علاقه خود به ادبیات معاصر اظهار کرد: در کنار آثار کلاسیک، از کودکی به ادبیات معاصر نیز علاقهمند بودم. آثار سهراب سپهری و شاملو را میخواندم و بسیاری از اشعاری که در آن دوران حفظ کردهام، امروز نیز در کلاسهای درس مورد استفاده قرار میدهم.
وی درباره رویکرد خود در فعالیتهای ادبی نیز گفت: در تمام این سالها، مسئولیتی که برای خودم در حوزه شعر و ادبیات متصور بودهام، چند محور اصلی داشته است. نخست، ترویج تفکر تحلیلی است. باید سادهانگاری را از ادبیات دور کنیم و صرفاً به دلیل اینکه فردی پشت تریبون قرار گرفته و شعری خوانده است، بدون تحلیل و بررسی، برای او دست نزنیم و تشویق نکنیم. تلاش کردهام در انجمنهایی که داشتهام، این نگاه تحلیلی را تقویت کنم.
سرسالاری افزود: محور دیگر، حمایت از نسل جدید با حفظ احترام به نسل قدیم است. هر نسلی در دورهای اندیشه و تجربه خود را داشته است، اما این اندیشه باید بهروز شود و نسلهای جدید نیز که مطالعات و تجربههای تازهای دارند، باید فرصت بیان دیدگاههای خود را داشته باشند. در تمام سالهایی که فعالیت کردهام، تلاش کردم این تریبون را در اختیار نسل جدید نیز قرار دهم.
شاعر و دکترای زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: موضوع دیگری که همواره برای من اهمیت داشته، پیوند دادن دانشگاه با میدان تجربه است. دانشگاه نباید حصاری به دور خود بکشد و از سوی دیگر، انجمنها و تشکلهای ادبی نیز نباید بهصورت یکطرفه و جدا از فضای دانشگاه حرکت کنند. تلفیق این دو حوزه میتواند به رشد ادبیات کمک کند.
وی خاطرنشان کرد: آموزش ادبیات نباید صرفاً به انتقال دانش تاریخی و قواعد محدود شود. دانشجو باید بتواند نقد فعال را یاد بگیرد و آثار ادبی را از منظر نیازهای امروز جامعه بازخوانی کند. نمیتوان همچنان با نقدهای قدیمی و برداشتهایی که در انجمنهای ادبی گذشته شکل گرفتهاند، به مسائل امروز پاسخ داد؛ در این حوزه نیازمند تغییر و بازنگری هستیم.
هنر نباید به ابزار تبلیغات تقلیل پیدا کند
سرسالاری درباره نسبت هنر و تغییرات اجتماعی نیز اظهار کرد: هنر نباید به یک ابزار تبلیغاتی یا رسانهای صرف تبدیل شود، زیرا در این صورت ماهیت مستقل خود را از دست میدهد. در سالهای اخیر نمونههایی از این کانالیزهشدن را در عرصه فرهنگ و هنر شاهد بودهایم که میتواند استقلال هنر را تحت تأثیر قرار دهد.
«خراسان» خورشید فرهنگ و ادب ایران و جهان
فاطمه محمدزاده، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، در گفتگو با خبرنگار مهر، «خراسان» را خورشید فرهنگ و ادب ایران و جهان دانست و اظهار کرد: هر شعاع این خورشید، یکی از شاعران و نویسندگان و مفاخر علمی و ادبی این سرزمین است که توانسته جهان وسیعی از اطراف خود را روشن کند. زیباترین و تاثیرگذارترین شعرها را از دیرباز تاکنون شاعران همین ناحیه خراسان سروده اند.
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: تنوع محتوای آثار این شاعران آن قدر زیاد است که نمی توان برشمرد. از پند، اندرز، حماسه، عرفان و عشق، شاعران این دیار هر مفهومی از شعر که اراده کنیم را در اشعار خوب آورده اند. انگار مردمان این دیار، جان و دلشان را با بهترین و زیباترین مفاهیم آمیختهاند، شاعرانی با زبان و اندیشه روشن و شفاف. وقتی به سبک خراسانی نگاه می کنیم، با آثار نظم و نثری رو به رو می شویم که روشن ترین و رسانا ترین واژه ها را دارا هستند. تعقیدها و ابهامات زبانی در این آثار دیده نمی شود فقط به تدریج، بر زیبایی های کلامی افزوده می شود.
وی که به تازگی کتابش در همایش بینالمللی «تاجیکستان صاحب استقلال؛ پیوندگر تمدن آریایی» رونمایی شد، گفت: از همین خراسان است که حماسه بی همتای فردوسی شکل می گیرد، سرشار از حکمت و اندیشه های بلندبالای ملی و بعدها در دوره معاصر، به شعر اخوان ثالث سرایت پیدا می کند و زبان شعر اخوان که با لحن حماسی و ویژگی های زبانی شاهنامه آمیخته می شود، از او شاعری می سازد بی بدیل با اشعاری تاثیرگذار و فراموش ناشدنی. پس فردوسی، یک نفر نیست، او هزاران نفر است.
محمدزاده افزود: هرگاه شعر فردوسی به جان و زبان شاعری تزریق شود، گویا از زبان فردوسی سخن می گوید. همه شاعران خراسان این گونه بوده اند. تاثیر عطار و خیام نیشابوری بر شاعران پس از آن ها را نمی توان نادیده گرفت. این دو، پروده مدرسه نظامیه نیشابور بودند با جهانی از دانش زمان خود. آن ها حکیم و ریاضی دان و پزشک بودند و شعرشان نیز سرشار از حکمت و دانش و فلسفه بود.
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: همین استواری بر دانش و حکمت است که شعر آنها را در سراسر جهان ماندگار کرده، چنانکه اشعارشان به زبان های مختلف ترجمه می شود. علاوه بر این، آن ها بر شاعران معاصر بسیاری تاثیر گذاشتهاند چنانکه شهریار و حمیدی شیرازی و... از مایههای شعر خیام، بهره بسیار بردهاند.
ایستادگی در مقابل قبایل مهاجم مغول و اعراب
وی در خصوص وجوهِ خاص شعر و ادبیات خراسان بیان کرد: ویژگی مهم شعر و ادبیات خراسان، ایستادگی در مقابل قبایل مهاجم مغول و اعراب بوده است. مردمان خراسان، از دیرباز، فرهنگ مقاومت در مقابل بیگانگان را خوب می شناختند و همگی جانشان را فدای وطن و هویت ملی خود میکردند. در همین خراسان بود که امیران سامانی حکومت کردند و دوران طلایی تاریخ و فرهنگ ایران را رقم زدند. امیران سامانی، حامیان ملیت ایرانی بودند و همان ها بودند که مسبب پدید آمدن شاهنامه فردوسی شدند و حماسه بزرگی را رقم زدند. خراسان، منطقه ای است که مردمان آن، سر تسلیم به اعراب فرود نیاوردند و هرچه عرب ها آن ها را «عجم» و «لال» نامیدند، آن ها بیشتر شعر سرودند و زبان فارسی را بزرگ داشتند. چنانکه زبان فارسی در آن روزگار از مغولستان تا افغانستان، هند، پاکستان و تاجیکستان، نشو و نما پیدا کرد و خراسان بزرگ، مهد زبان فارسی شد.
محمدزاده اظهار کرد: بی تردید تاثیرگذارترین افراد در جامعه، مفاخر و بزرگان اهل علم و ادب آن هستند. در جهان معاصر که الگوپذیری در همه جوانب، زیاد دیده می شود، مفاخر از هر قشری که باشند، می توانند تاثیر بسیاری به ویژه بر نسل جوان داشته باشند. خراسان، شاعران و اندیشمندان بسیاری دارد اما گاهی برای شناسایی آنان توجه لازم نمی شود. چنانکه بسیاری از نوجوانان و جوانان به مقبره عطار و خیام و فردوسی هم می روند اما حتی بیتی از اشعار آن ها را نخوانده اند.
نویسنده کتاب «با کاروان شاهنامه؛ از توس تا دوشنبه» افزود: درباره مفاخر معاصر نیز چنین است. کم پیش می آید که نوجوانی نام محمد قهرمان، عماد خراسانی یا ملک الشعرای بهار را شنیده یا شعری از آن ها خوانده باشد.
وی ادامه داد: ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که هرچه شعر زیادتر خوانده شود، به ماندگاری زبان فارسی بیشتر کمک می شود. اصلا راز ماندگاری زبان فارسی، همین آثار مکتوب بوده اند. پس هرچه بیشتر خوانده شوند، ارزش های زبانی آن ها بیشتر دیده می شود.
محمدزاده بیان کرد: در خراسان انجمن های ادبی بسیاری وجود داشته که ادیبان و شاعران دور هم جمع می شدند و شعر می خواندند و همین شعرخوانی ها سبب بیشتر سرودن شعر می شده وباز همین سرودن اشعار، یکی از راه های مهم تقویت زبان فارسی بوده است چرا که در شعر، ترکیبات تازه پدید می آید و هرچه ترکیبات زیبا و درست شعری زیاد شود، قابلیت های زبان فارسی بیشتر آشکار می شود.
ادبیات فارسی ستون فقرات هویت ملی و ظرف حافظه تاریخی ایرانیان است
حامد مهراد، دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی نیز در ادامه با تأکید بر جایگاه زبان و ادبیات فارسی در حفظ هویت ملی و فرهنگی ایرانیان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: زبان و ادبیات فارسی امروز صرفاً یک ابزار ارتباطی یا یک پدیده زبانی نیست، بلکه میتوان آن را «خانه» ایرانیان دانست، بهگونهای که بیتهای شعر فارسی خانه هستی ایرانیان، ستون فقرات هویت ملی و ظرف حافظه تاریخی و فرهنگی آنان است.
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی با اشاره به نامگذاری روز شعر و ادب فارسی به نام استاد شهریار، اظهار کرد: همانطور که پیشتر گفتهام، بهعنوان عضوی کوچک از جامعه ادبیات فارسی آرزو داشتم روز بزرگداشت و پاسداشت شعر و ادب فارسی در کنار نام شاعری قرار گیرد که جایگاه او نماینده کلیت ادبیات فارسی باشد. البته این موضوع به هیچ عنوان به معنای نفی جایگاه شعری استاد شهریار نیست و من نیز از علاقهمندان شعر شهریار هستم.
وی ادامه داد: وقتی درباره کلیت ارزشمند ادبیات فارسی صحبت میکنیم، اشخاص و افراد رنگ میبازند و خود این کلیت اهمیت پیدا میکند. استاد شهریار شاعر بزرگی است و چه خوب که روزی برای گرامیداشت جایگاه ایشان داشته باشیم، اما ایکاش روز شعر و ادب فارسی با نام یکی از ارکان تاریخی شعر فارسی مانند رودکی، حافظ، سعدی یا مولانا پیوند میخورد.
مهراد با بیان اینکه تصمیمگیری درباره چنین نامگذاریهایی بهتر است فارغ از ملاحظات سیاسی و سیاستزده باشد، افزود: با وجود این، اکنون که این نامگذاری انجام شده است، باید آن را به فال نیک گرفت. شاید کسانی که این نامگذاری را انجام دادهاند، مسائل جامعهشناختی، قومی و مردمشناختی و ضرورت حفظ وحدت را نیز در نظر داشتهاند.
ادبیات فارسی؛ دیواری در برابر استحاله فرهنگی
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی در ادامه درباره نقش زبان و ادبیات فارسی در حفظ هویت ملی و فرهنگی اظهار کرد: در جهان امروز که خطر همگنسازی زیستجهانها و رنگ باختن خردهفرهنگها جدی است، ادبیات کهن فارسی یک منظومه فکری غنی و انسانمدار است که میتواند در برابر استحاله فرهنگی دیواری استوار باشد.
وی افزود: ادبیات فارسی در برابر جهان منفعل نیست، بلکه ظرفیت گفتوگو با جهان را دارد و از این منظر، میراثی ارزشمند برای ایرانیان به شمار میرود.
مهراد ادامه داد: گستره جغرافیایی و تنوع قومی ایران نیز در پرتو زبان و ادبیات فارسی به نوعی وحدت ارگانیک و پیوند کهن رسیده است. مفاهیمی مانند مدارا، خردورزی و دادخواهی که در ادبیات فارسی حضور دارند، بخشی از رمز انسجام تاریخی این تمدن کهن هستند.
دکتری زبان و ادبیات فارسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی همچنین با اشاره به بحرانهای وجودی انسان معاصر گفت: ادبیات فارسی حامل پاسخهایی اصیل به پرسشهای وجودی و بنیادین بشر است، از تأملات ژرف خیام درباره گذر زمان، معنای حیات و حیرت در هستی گرفته تا دادخواهی و حکمت در شاهنامه و گستره بیمرز عشق و کرامت انسانی در آثار مولانا و حافظ.


نظر شما